خرید بک لینک
اولین آخر هفته ست ی مهره. من این هفته هر کاری داشتمو تو سر رسیدم نوشتم. و قراره تا آخر فردا شب همش تیک بخوره. به خودم افتخار میکنم که دارم نزدیک میشم به اونی که میخوام. افتخار میکنم چون فقط حرف نمیزم عمل میکنم. افتخار میکنم چون من اگه لازم باشه همه ی روزای عمرمو میدم همه ی دنیا رو میدم تا پیدا کنم اون راه درستو همونی که وقتی توش قدم میزارم همه کائنات بهم بگه درست داری میری. من از ترس اینکه عمرم هدر بره یا ازدواجم دیر بشه یا سرکار رفتن و پول در آوردن به تاخیر میفته یا هزار نوع ترس دیگه نمیام همین راهی که هستمو ادامه بدم.

دیشب boyhood دیدم و به نظرم مناسب ترین فیلم تو مناسب ترین زمان بود. دیالوگاش عجیب همون سوالای ذهن من بود سوالایی که یک سالی هست که ذهنمو مشغول کرده:

من نمیخوام برم دانشگاه لیسانس و فوق لیسانسمو بگیرمو بعد برم سرکار و یه زندگی عادی داشته باشم. من نمیخوام طبق یه سناریو از قبل تایین شده برم جلو. چون میدونم ته ته تهش لبخندی میمونه که نتیجه خدمت به خودمه و مردم.

آسمون بیاد زمین زمین بره آسمون ، من به روز مرگی تن نمیدم. سنگایی که جلوم سبز میشه هر جور شده میزنم کنار دست خدا رو میگیرم چشمامو به اطرافیانم میبندم و میرم اون راهی که میدونم درسته.

چند سال دیگه هیچ کس و هیچ چیز مسئولیت انتخاب های منو قبول نمیکنه جز خودم.

برچسب: lk (alternate authentication scheme in use ), نویسنده: حدیث نجفی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 23:45

صفحه بندی