خرید بک لینک
میخوام بنویسم

باید بنویسم که سختی ها بهم فشار نیاره که یادم بمونه اگه ودمو محدود کردم از یه سری چیزا هدف های بزرگی دارم. که قولی که دادم به خدا یادم نره.

میخوام بنویسم من فاطمه تو سه سال آینده همین موقع ها در چه حالم

سه سال دیگه همین موقع ها نه تابسونش من یه دختر 23 سالم که با بهترین معدل فارغ التحصیل شدم از رشته نرم افزار،کنکورمو دادم و تهران قبول شدم نمیدونم برای چه رشته ای قبول شدم نرم افزار یا روانشناسی مهمم نیست مهم اینه همون رشته ای که دوسش دارم و قراره صدا کنم تو اون رشته. به یه سطح از کتاب خوندن رسیدم که از خودم راضی هستم ینی مثلا اکثر رمان های معروف زمان خودمو خوندم و اگه راجب چیزی بحث بشه من میتونم با قاطعیت نظرمو بگم و به هر حال حرفی واسه گفتن دارم و دیگه اینکه لاغر تر شدم و به همون وزن دلخواهم رسیدم.

من توی این یکسال اخیر خیلی تغییر کردم و با وجود همه ی بدی هایی که ممکنه شبکه های مجازی داشته باشه واسه من خوبی داشت باعث شد رویاهامو باور کنم و در راستاشون کارایی کردم ک به خود باوری رسیدم. الان با اراده ای که در خودم میبینم احساس میکنم مرز بین نرسیدن و رسیدن به یه چیز خواستنه اینکه با دل و جون بخوایش. تو این یکسال با اراده کردن تونستم کارایی که کنم که شاید به نظر کوچیک بیاد ولی برای من غیرممکن بودن.

باید یادم باشه که رسیدن به این خواسته نیاز به تلاش داره و واسه من تلاش ینی:

وقتی خستم پشت گردنم درد میکنه و کمی چشام تار میبینه نکشم کنار پنج دقه استراحت کنم و ادامه بدم.

ینی اگه از به جواب نرسیدن تو مسئله ها و نفهمیدن درس ها کلافه نشم ، نا امید نشم و سراغ ایپد نرم

ینی یا صبح زود پاشم حتی اگه سختترین کار ممکنه و اگه صبح زود پا نشدم به جبرانش ظهر نخوابم.

ینی اگه میدونم تو دانشگاه بمونم بهتره برای درس خوندن بدون توجه به سنگینی کتاب ها و لپ تاپی که باید حمل کنم و بدون توجه به خستگی و یا غذای درست نخوردن بمونم دانشگاه.

باید حواسم باشه از یه سری چیزا دور بمونم:

غیبت و شلوغ کاری ها ناشی از خاله زنک بازی

باید همه تلاشمو بکنم که سینگل بمونم حالا هر چقدم سخت باشه باید بتونم چوم یه چیز واضح است که رسیدن به همه این هدفا اگه پاهام بلغزه منتفی میشه. و اگه بنا به هر دلیلی دلم خواست فقط پنج دقیقه چشمامو ببندم و خودمو توی 4 سال اینده تصور کنم اون موقع که دارم نتیجه زحماتمو میبینم.

باید یادم باشه تمرکزمو بزارم رو درس و هیچ چیز باعث نشه من نتونم تمرکز کنم هیچی چیز

من از کوچیکی بهم گفته بودن تو اگه میخوای درسات خوب پیش بره نباید کلاس نقاشی بری اگه اول مهر شد دیگه نباید بری خونه کسی یا کتاب غیر درسی بزار کنار خلاصه که در ناخورآگاه من بزرگ نوشته شده تو در هر بازه ی زمانی از عمرت فقط یه هدفو میتونی دنبال کنی و چیزی به عنوان اولویت وجود نراده فقط یکی.

اگه قرار باشه من یک بعدی باشم همین الان تلاشمو برای رسیدن به همه هدفام متوقف میکنم و لاشه ی به ظاهر زندمو میکشونم هر روز دانشگاه و به روز مرگی میرشم. واسه من هدف نداشتن و دچار روزمرگی شدن ینی مرده ی متحرک. از همون موقع که فهمیدم من میتونم در آینده یکی باشم که تو کارش موفقه خیلی خوب باله میرقصه تو ادبیات حرفی واسه گفتن داره لباسای خیلی قشنگی میدوزه و با اشپزیش حال همه رو دگرگون میکنه و جاهای مختلف خونه میتونی گلدوزی و قلاب بافی هاشو ببینی از همون موقع بود که من به زندگی لبخند زدم و اونم یه قه قهه تحویلم داد و تا الان نمیگم همه وقت ولی خیلی وقتا دوتامون در حال خندیدنیم.

شاید به این باور رسیده باشم که هر چیزیو با تمام وجود بخوای و به خودت ایمان داشته باشی میتونه انجام بشه ولی هنوزم سختمه که تو ذهنم واژه ی چند بعدی رو جایگزین یک بعدی کنم.

این شعر مدت زیادی پس زمینه ی ذهنمه:

چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد من نه آنم که زبونی کشک از چرخ و فلک

علاوه بر این شعر دو تا چیز دیگه هم هست که یادآوریش بهم قدرت میده:

روح خدا که در من دمیده شده

اسمم که فاطمه ست

برچسب: من و تو,منال العالم,من سالوادور نیستم,منى زكي,منسف,منتظری,مناسك الحج,منة عرفة,منبج,منى واصف, نویسنده: حدیث نجفی تاريخ: جمعه 7 آبان 1395 ساعت: 2:57

صفحه بندی